أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

326

قانون ( فارسى )

بسيار خوب است ، كه براى سستى و سنگينى زبان مفيد است . اگر سستى زبان چنان بود كه مانع سخن گفتن باشد ، شيرهء گياه شير سگ و كندس بر زبان و بيخ زبان مالند و ادامه دهند . بايد از اين داروها بر گردن نيز گذاشت ، و از اين داروها و امثال آن حبوبى هست كه با چيزهايى عجين شده‌اند كه نمىگذارند به زودى بگدازند ؛ آنها را استعمال كن . از قبيل : لادن ، عنبر ، كه قرص شده‌اند . از قرصهايى كه زير زبان گذارند : سقز درخت بنه دو درهم ، صمغ انگدان يك درهم ، قرص به اندازهء نخود از آن را زير زبان نهند . غرغره‌ها : نشادر و فلفل و عاقرقرحا و خردل و بورك و زنجفيل و مويزج و مرزه و سياه‌دانه و مرزنگوش خشك و نمك نفطى كوبيده و بيخته در آب گرم ريزند و چند روزى غرغره كنند . هنديها گوارشى را براى زبان نام مىبرند كه نسخه‌اش اين است : زيرهء سياه ، زيرهء كرمانى ، پوست قرفه ، نمك هندى از هريك نيم مثقال ، دار فلفل ( فلفل دراز ) صد عدد ، فلفل دويست عدد ، شكر سه استار ( استار شش درهم و نيم است كه مىشود نوزده درهم و نيم ) به حالت گرد شود و از آن بر زبان ريزند . اگر تحليل‌برنده بهره نداد و ديدى كه رطوبت رقيق و در جريان است ، تحليل‌برنده‌هاى گيرنده استعمال كن . مانند : قندول مخلوط با گل محمدى ، شكوفهء گورگياه ، تباشير . ترش‌مزه‌هاى گيرنده بر زبان ماليدن مفيد است كه از تحليل شدن ، آب دهن را ريزش دهند . مانند : آب دوغ چكيده ، غوره ، ميوه‌هاى نارسيده . اگر از حرف زدن دير كرد ، بايد زبانش را بر دوام حركت داد و ماساژ كرد و آب دهن از آن جارى كرد . و به‌ويژه اگر زبان بچه را با عسل و نمك دارانى ماساژ دهند خوب است . و هرچه راجع به علاج رطوبت زبان گفته شد دراين‌باره مفيد است . بايد بچه را به حرف زدن واداشت كه زبان به حركت درمىآيد و آزاد مىشود . فصل پنجم تشنّج زبان ( كه چند حالت دارد ) 1 - رطوبت لزج ماهيچهء زبان از پهنا تمدّد يابد . 2 - مادهء سودايى گيرنده . 3 - بيماريهاى حاد كه از راه خشكندگى تشنج و بدريختى زبان را سبب مىشوند و امكان دارد كه به حرف زدن زيان برساند . علاج : علاج تشنج زبان از علاج كلى تشنج - كه در فن اول اين كتاب آمده - چندان دور نيست . اگر ويژگى زبان را در نظر بگيريم ، معالجه چنين است : كماد گذاشتن بر بيخ گلو از خارج كه : بابونه ،